رحمت
شنبه, ۲۷ شهریور ۱۳۹۵، ۰۷:۴۲ ب.ظ
روزی شیخ ابوالحسن خرقانی نماز می خواند
آوازی شنید که ای ابوالحسن !
خواهی که آنچه از تو می دانم با خلق بگویم تا سنگسارت کنند؟
شیخ گفت: بار خدایا! خواهی آنچه را که از "رحمت" تو میدانم و از "بخشایش" تو میبینم با خلق بگویم تا دیگر هیچکس سجدهات نکند؟
آواز آمد: نه از تو؛ نه از من.
کتاب تذکرة الاولیاءِ عطار
۹۵/۰۶/۲۷
چقدر جالب..
ممنون برای این پست مفید..
دنبال می شوی...